جمعه
بیست و نهم تیر ماه هزار و سیصد و هشتاد و شش خورشیدی
بیست و نهم تیر ماه هزار و سیصد و هشتاد و شش خورشیدی
امشب خدا به ما معصوم ترین و زیباترین هدیه خودش رو داد
نه ماه سختی برای اخوی و خانمی ماهش بود اما بالاخره تموم شد
توی تموم این روزها دعای ما برای رفقای راه دورمون فقط سلامتی و صبر برای گذر ساده تر این لحظه های قشنگ بود
لحظه هایی که با همه سختی همشون خاطره شدن بخصوص واسه این خانمی اخوی ما که سخترین بار روی دوش او بود
.......................................
خوشگلم امروز که به دنیای ما اومدی دل همگی ما از این سر دنیا تا اون سر دنیا برات پر کشید
خوشگلم امروز که به دنیای ما اومدی دل همگی ما از این سر دنیا تا اون سر دنیا برات پر کشید
برای لحظه ای بوسیدن و بوییدنت
آروزی ما فقط سلامتی و خوشبختی تو کنار مامان و بابای خوبته
امروز قشنگ ترین لحظه زندگی ام بود
دوباره خدا به خونه همه ما پا گذاشته و بلند صدای خدا رو میشنوم که چقدر ما رو دوست داره، سلامتی تو و مامانت توی همه این نُه ماه تنها زمزمه یواشکی ما با خدای صورتی تو بود ، حالا که هستی و توی بغل مامان خوشگلت آرومی ، می شه یه شب رو راحت خوابید دیگه مامان مینا ت امشب رو سر سجاده راحت تر میگذرونه و عمه حنات با صدای بلند می تونه بگه که خدا امروز هم خودش رو نشون داد
خدایی شکرت
من امروز به قول اخوی هیجان انگیز ترین عمه دنیا هستم
امروز رسید و
بیست و نهم تیر برای همیشه دوست داشتنی ترین روز خدا شد
آروزی ما فقط سلامتی و خوشبختی تو کنار مامان و بابای خوبته
امروز قشنگ ترین لحظه زندگی ام بود
دوباره خدا به خونه همه ما پا گذاشته و بلند صدای خدا رو میشنوم که چقدر ما رو دوست داره، سلامتی تو و مامانت توی همه این نُه ماه تنها زمزمه یواشکی ما با خدای صورتی تو بود ، حالا که هستی و توی بغل مامان خوشگلت آرومی ، می شه یه شب رو راحت خوابید دیگه مامان مینا ت امشب رو سر سجاده راحت تر میگذرونه و عمه حنات با صدای بلند می تونه بگه که خدا امروز هم خودش رو نشون داد
خدایی شکرت
من امروز به قول اخوی هیجان انگیز ترین عمه دنیا هستم
امروز رسید و
بیست و نهم تیر برای همیشه دوست داشتنی ترین روز خدا شد




