Tuesday, November 06, 2007

بازگشت به زندگی و روز مرگی ها


یکی از کانالهای ترکیه فقط مخصوص فیلمهای عروسی مردمه، شاید اونایی که م.ا.ه.و.ا.ر.ه ترک دارن این کانال رو دیده باشن که تقریبن مخصوص عروسی و جشن های خصوصیه، حالا بعضی وقتها در مورد تدارکات عروسی و مراسمهای خاص برنامه داره و بیشتر موقع ها این جشن های خصوصی رو از اول تا آخر کامل تقریبن نشون می ده مثلن قد یه برنامه دو ساعته، این طوری که گاهی وقتها مردم خودشون فیلم عروسی رو در اختیار این کانال قرار می دن و بعضی موقع ها هم از خود این کانال دعوت می کنن که از اول تا آخر جشن با اونا باشه و از مراسم فیلم بگیره
من گاهی از سر بیکاری می شینم و نگاه می کنم، لباس عروس لباس مهمون ها و نحوه آرایش ها و باقی چیزها می تونه سرگرم کننده باشه و بتونیم حتی مدل ور داریم برای لباس و این جور چیزها
اما این اواخر که حرف پخش فیلم های خصوصی مردم توی ایران مطرح شد با خودم گفتم تنها چیزی که می تونه باعث بشه مردم ما تا این اندازه بی اخلاق شده باشن و فرهنگ رو درسته قورت داده باشن چیزی نیست جز حصار و بند و بست بی اندازه ای که داره همه رو خفه میکنه وگرنه ما مطمئنن از مردم ترکیه با فرهنگ تر و با اخلاق تر بودیم، فعل ماضی رو عمدن بکار می برم چون به وجود اخلاق بین مردم خودم توی شرایط امروزی شک دارم، اما جالبه که وقتی یه چیزی فراوونه و یه دنیایی بازه ، دیگه طمع چشیدن اون چیز یا تجربه کردن ِ مخفیانه اون جریان ، ازدست میره و این طبیعت آدمیه که تا از چیزی منع می شه حرص و طمع به دست آوردن اون چیز او رو از مسیر درست منحرف می کنه
فقط لحظه ای فکر کنید که وقتی مردم ترکیه توی یه شبکه بیست و چهار ساعته راحت و آسوده می تونن فیلم عروسی یه خانواده رو ببینن ، با این اطمینان که خود اون خانوده کاملن راضی بودن و تازه شاید هم جای مباهاتی براشون داشته که اجازه پخش فیلم رو دادن، پس دیگه چه لزومی به خرید و فروش لحظه های خصوصی مردم توی خیابون و بازار سیاه می مونه
اما توی جامعه ای که مردم حتی توی عروسی خودشون باید با هول و ولا تا شب رو بگذرونن و حتی اجازه دیدن اجناس ذکور خانواده برای اجناس اناث و بر عکس وجود نداره و همه چی توی قالب زنا این ور و مردا اون ور خلاصه شده خب طبیعیه که وسوسه فضولی یه عده از ملت ِ دچار ِ محرومیت از فرصت، اونا رو به سمت خریدن این جور چیزها بکشونه
این یه واقعیته که نه تنها دراین مورد بلکه در بیشتر لایه های زندگی ایرانی ِ امروزی اتفاق افتاده ، فضای بسته و خفقان مردم رو به سمت انحراف بیشتر می کشونه و معلوم نیست که چرا نمی خواییم متوجه شیم ، اعدام و حبس و قصاص راه حل نیست فقط خفه کردن صدای مردم معترض و آروم کردن ِ مقطعیه جامعه است ، اما فردا چی میشه ، کسی به فکر راه حل دایمی نیست همه چی فقط پاک کردن صورت مساله است و بس
افسوس باید خورد بابت چیزی که می تونستیم باشیم اما نیستیم
.............................................................
این پست، اولین پست عادی من بود بعد از بیش از دو ماه این نشونه خوبیه یا نه ؟

7 comments:

ليته said...

سلام حناي عزيزم.e-mailمن به دستت رسيد؟فكركنم خيلي تو ي ذوقت خورده بود كه هيچ جوابي ندادي.منم اون كانال رو نگاه ميكنم كانال مورد علاقه پدرمه:-))
اين نشونه خوبيه عزيزم من كه هنوز نتونستم عادت كنم به نبودنش.هنوزم اگه شانسي عكسامونو ببينم حالم بد ميشه.چه ميشه كرد بي ظرفيتيه ديگه.راستي من آپ كردم. دوست داشتي بيا.مواظب خودت باش

ليته said...

سلام حنا جونم
خوبي.پدر منم اون كانال رو خيليدوست داره.اين نشونه خوبيه عزيزم قبول دارم .ولي براي من كه خوب شدن حالم مقطعيه .چون به طرز وحشتناكي دلتنگ ميشم.به هر حال اميدوارم.به زودي بتوني همه چي رو فراموش كني.نمي دونم ميلم بهت رسيد يانه؟اميدوارم خيلي عصباني نشده باشي.اگه تونستي به منم سر بزن آپيدم من.

ليته said...

حنا جون سلام.كامنت گذاشتن اينجا واقعا سخته.ممنون كه وامدي عزيزم وخوشحالم كه توي ذوقت نخورده بود.اي كاش تو بلاگفا بودي.اونوقت به جاي كامنت برات طومار ميذاشتم احتمالا.ضمنا ميدونم براي تو هم خيلي خيلي سخته.چون من با تمام بديهاش وحشتناك دلم تنگ ميشه.به هر حال اميدوارم ما هم زودتر سهممون رو از زندگي بگيريم.من كه ديگه خسته شدم.

پروشات said...

حتمن خوبه

Babak Arian said...

درود حنا خانم، وبلاگ شما را توی وبگردی های عصر جمعه پیدا کردم ، با آخرین مطلبی که نوشته اید کاملا موافقم. در مورد ناراحتی هم که داشتید باید بگم که خیلی ها تجربیات اینگونه رو پشت سر گذاشتند. به نظر من یک زمانی می رسه که احساس این چند وقت اخیرتون براتون کاملا غریب می شه.
در هر صورت موفق باشید.

Anonymous said...

سلام
چند وقتیه که وبلاگتون رو میخونم
خوشحالم که کمی شرایط روحیت بهتر شده
چقدر سخته که خود ادم این جمله رو تجربه کنه

با عشق زمان فراموش میشود
و با زمان هم
عشق...



میون عاشقا یکی هم مثل من شد
تو دنیای غریبانش یه تن شد
یکی که ساقه بود برای ریشت
ولی از سادگی خود ریشه کن شد
چرا باید تو این انبوه ادم
سر راه منه ساده تو باشی؟
خرابی های دنیاتو بسازم
که تو ابادمو از هم بپاشی
تو فال من چرا خط تو اومد
همون خطی که چین صورتم شد
روزای غصه رو عمر من اومد
ولی روزای بی دلشوره کم شد
تو ریختی مثل اواری رو دنیام
تو از سقف امیدم چکه کردی
دل من با دعا اسم تو میگفت
تو کار غصه هامو سکه کردی..
حمید

نیکی said...

سلام عمه خانومی . چرا نمیایی بنویسی