Friday, May 02, 2008

اردیبهشت عزیز

همه چی نرم و آروم اتفاق می افته
اونقدر نرم و آروم که تو حتی نمی فهمی لحظه ای رو که اتفاق افتاده ، اون قدر نرم میره توی وجودت که تازه حسش میکنی تازۀ تازه اما قدیمی ِ قدیمی
اصلن کی این طوری شد؟ کجا؟ چه وقت ؟توی کدوم لحظه تنهایی ات بود که تو وا دادی؟ و حالا بلند می گی اون حسی رو که سالها انکارش می کردی
بعد ممنون می شی که حالا اتفاق افتاده برای اونی که هیچ وقت فکرش رو هم نمیکردی
وای که ممنون از نبودنت و ممنون از بودنت
و چه حالی داره وقتی جمله ای رو تایپ می کنی که فرقش فقط توی یه نون ِ اما مخاطبش دو نفره
و تو هی حال می کنی هی حال می کنی و هی حال می کنی این روزها رو
وای چه حالی داره وقتی توی اردیبهشت عزیز این پست رو می ذاری تا اسفند ماه ات رو ابدی کنی
......................................................
توضیح جهت تنویر افکار عمومی : همه بعد از خوندن این پستِ بی سر و ته اینجانب با کامنت و تلفن و میل و دیگر رسانه های جمعی و فردی و وسایل ارتباطی فقط یک سئوال داشتنی داری عروسی می کنی آیا ؟؟؟ نه جان ِ شما عروسی در کار نیست اگه بود که ما اینجا پست نوستالژیک نمی نگاشتیم ، بابا اصلن اگه گذاشتید من توی این جزیرۀ متروک یه بار یه پست خارجی بذارم همش باعث می شید توش من دُرافشانی های خاص خودم رو یه جورایی بذارم تنگ مطالب ادبی ام، اصلن ادبی مون رو بخورم که هیچ وقت به نتیجه نمی رسه
بماند
برای اهل بیت از جمله اخوی زاده محترم و بیت محترمشان توضیح دادم که عمه ای جان! من نمی خوام الان علوسی کنم عاجق هم حتی نشدم هر چند دلم می خواد زوکی عاجق شم اما حالا که نشدم
این هم جهت تشکر از یه ادم بینوایی است که حس اعتماد از دست رفته را به ما عودت داد همین
جالب اینجاست که همان اندازه که آن یکی که اعتماد را سلبیده بود پایش به اینجا نمی رسید این یکی هم که اعتماد را داده است باز پایش به اینجا نمی رسد این بار خودم نخواستم که برسد این طوری جزیره تنهایی مصداقش بیشتر حفظ می شود
خب خبر جدید اینکه یه لاک جیغی خریدم به رنگ صورتی ِ جیگری، بسیار دوستش می دارم بخصوص وقت تایپ کردن حال می کنم هی میبینمش
روزهای شلوغی است جدیدن راهی زندان می شوم برای پیدا کردن سوژه رساله ام، آنهم حتمن حالی دارد برای خودش
با اخبار زندان برمی گردم

5 comments:

ammeii said...

ammeii mobarake? khoshhali bokonim?

sanaz said...

منو با خودت ببررررررررررررررر
من به رفتن..................ه
( بقیه اش چی بود؟ مهم نیست اما منو با خودت ببر.... البته زندان ها.... یه زمانی برای تحقیق نمیدونم زن آزاری بود ، چی بود... ما هم راهی قصر شده بودیم.... دنیائی داشت خدائی اما

Anonymous said...

salam. khoobin shoma! rastesh fekr mikonam ke... nemidoonam ziad harf baraye goftan daram. ye sar be mkamali.blogfa.com bezanin. rasti mitoonam linketoon konam?

نمی دونم said...

منم متولد سال میمونم!
;)

mahmood said...

salam.chera nayoomadi?
bia dige
link ejaze hast?
baba bia...........