Saturday, July 07, 2007

اخبار جزیره


دانشکده حقوق دانشگاه تهران اولین مراسم جشن فارغ التحصیلی دانشجویان خود را بعد از انقلاب بر گذار کرد
دمشون گرم چقدر زود یادشون افتاد
اینم که با پشتکار خود بچه ها اتفاق افتاد وگرنه از این خبرا نبود عکس و خبر اینجاست
...........................................
هم جزیره ای بعد از خوردن سیزده سیخ جیگر و دل و قلوه و خوئک به اسهال دچار شد
این معده هم جزیره ای ما هم شده سوژه ای واسه خودش
تازه می خواست بازم سفارش بده من مانعش شدم
..................................................
حنای جزیره بعد از خرید یک عدد مانتویی که قیمتش رو نگم سنگین ترم، از خرید آن پشیمان شد
این در حالی بود که وقتی خریده بودمش از خوش حالی شبش خوابم نبرد بعد هم که خوابم برد همش خواب مانتوم رو میدیدم
...............................................
حنای جزیره در یک اقدام انتحاری تصمیم گرفت که یک روز را بی دغدغه سر کند و درس و مشق را فراموش کند پس در یک بیست چهار ساعت بیست ساعت را یا خوابید یا در حال خواب با هم جزیره ای در تلفن مشغول گپ زدنی بود که نصفش رو یادش نیست چون خواب بود و باقی رو هم در حالت خواب و بیداری گذراند
.............................................
حنای جزیره تصمیم گرفت یه پروژه تحقیق را برای یک بار هم که شده سمبل کند
پس به قوانین کپی رایت پشت نمود و شروع کرد به کپی بردای از نسخ نوشته شده توسط دیگران
زنده باد برحنا جونی و درود بر این همه تحول در من

7 comments:

کاوه said...

سلام
من هم از آشنايي با شما خيلي خوشوقتم. واقعا بلاگ متنوع و زيبايي است. قسمتهايي از پستهاي آخري رو خوندم . در اولين فرصت نوشته هاتون رو کامل مي خونم
با آرزوي موفقيت

صحرای رز said...

بابا چه تحولاتی .
میگم بیست ساعت خواب خوش گذشت ؟
شما که اگه 13 تا سیخ می خوردی 13 روز میخوابیدی ...

شایان
صحرای رز

صحرای رز said...

منم که نگفتم شما خوردید .
گفتم اگر شما می خوردید به جای بیست ساعت 13 روز می خوابیدین .
تازه هرکس که بیست ساععت بخوابه براش به تحوله به این نکته هم اشاره کردم ...

شایان
صحرای رز

صحرای رز said...

راستی احساس کردم از مامنتم ناراحت شدید .
شرمنده ببخشید عذر میخوام
sorry excuse me
مشکلی که نیست ایشالله ؟

شایان
صحرای رز

صحرای رز said...

خدا رو شکر مشکلی نبود پس ...

شایان
صحرای رز

کاوه said...

سلام
سوتفاهمي که درباره ي داستان پيش اومد به نظرم دو دليل داشت
يکي اينکه من زياد به سايتهاي داستان کوتاه سر ميزنم و مي خونم و نظر مي دم و ديگر اينکه همون خاطرت رو به نحوي نوشته بودي که آدم گمان مي کرد که قصد داري با استفاده از تخيل به داستان تبديلش کني.
موفق باشي

roozmare negar said...

barikalaaaaaa be Hanaye jazire! chera az kharide manto e pashimun shodi? age khoshgele va doosesh dari khoshhal bash chon miarze! harbar ke negash mikoni khoshhal mishi ;)