Friday, June 13, 2008

بعد از عمری سکوت

هفتۀ سختی بود
همش با درگیری و استرس گذشت البته مدتهاست که هفته ها سخت می گذرن، شدیم موش آزمایشگاهی سیستم آموزشی و اشتغالی این مملکت هر روز برای ورود به هر سیستمی یا گذشتن از هر کانالی باید اول یه آزمون یه مصاحبه یه هفت خوان رستم رو طی کنیم، تا بذارن بریم توی یه خراب شدۀ جدید ! حالا شده قضیه ما، هفتۀ گذشته درگیر مصاحبه و این جور چیزها شدم
راستی از پروپوزال رساله ام دفاع کردم گویا تصویب شد ، می گم گویا چون اصلن نمی تونم چیزی رو قطعی بدونم یعنی مدتهاست این طوری به من یاد دادن که هیچ چیز قطعی نیست، همه چی نسبیه و ممکنه امروز باشه و فردا نباشه و این کاملن بستگی به شرایط داره همین و تو حتی یه ذره هم تعیین کننده نیستی اگه بخوان تو رو می کشن به همون سمتی که باید بکشن، مقاومت فقط تو رو خسته می کنه، باید توکل کنی و امیدوار باشی
..................................
حالا من موندم با یه رساله وحشتنناک که هم کار کتابخونه ای داره هم آماری و میدانیه و این از همه وحشتنتاک تره خدا به خیر بگذرونه این دو سال رو
.............................
توی جلسه دفاع از پروپوزال استاد محترم فرمودند که حالا کار تطبیقی با کجاست گفتم با آمریکا فرمودند کدام ایالت گفتم کالیفرنیا فرمودند همون جا که ایرانی زیاده گفتم نمی دونم به این قسمتش نیندیشیدم جناب استاد !
...........................
گاهی اوقا به رفقا هم باید شک کرد ! زیاد راه دادن و رفاقت کردن مریضت می کنه بعد یهو میبینی دروغ گفتن و پنهان کاری براشون می شه آب خوردن و تو خوش حال می شی از این که زود فهمیدی و یاد می گیری که لزومن به همه نباید همه چی رو بگی ! زندگی یعنی همین، این رو بهم یاد داده بود،اما فکر می کردم در مورد بعضی ها می تونم استثنا قایل بشم اما اشتباه می کردم
اره شک می کنم
از این به بعد بیشتر و بیشتر شک می کنم
................................
خیلی پررویی می خواد که تو خودت یه شارلاتان هفت خط باشی بعد پشت سر طرف بگی« آره یارو خیلی کودن بود» حتمن به دلیل این که زیادی به ایشون احترام می گذاشته و داغونش نکرده ! به این دوستی که این جمله رو شنیده و برای من نقل قول می کنه می گم تو چرا از این دوست به قول ایشون کودن دفاع نکردی ، بهتر نیست بلد باشی درست قضاوت کنی و هر چی می شنوی باور نکنی من می تونم تو رو روشن کنم و بگم که اون ادم چقدر کثیف و نابوده تا تو بفهمی که طرف مقابلش کودن نبوده ، راستی شایدم بوده ،آره بوده که به اون احترام گذاشته و حرفی نزده آره موافقم کودن بوده به خاطر اینکه باید تو رو توی سطل آشغال می انداخته که حالا واسش شاخ نشی کاش به من می گفت تا حالش رو جا می آوردم
..............................
فقط دو اینچ قدشه فکر می کنه خود برات پیته هی می آد از جلوی من رژه می ره حالا خوبه می دونه هیچ وقت آدم حسابش نمی کنم ها باز حس برش داشته مورچه
..............................
تازگی ها فهمیدم پسرها بیشتر از همه پایۀ غیبت و خاله زنک بازین
........................
دارم به تولدم نزدیک می شم باز همون شوق کودکانه همۀ وجودم رو می گیره امسال هم اومد عین یه چشم بهم زدن فقط شانزده روز مونده انگار همین دیروز بود که روزشمارم رو شروع کرده بودم توی وبلاگ حالا یه سال گذشته من بزرگ می شم و زندگی تند تر از من توی دوی استقامت داره میره و من سعی می کنم جا نمونم !
......................
تفلد عشق عمه ای هم داره می آد الهی من درسته تو رو بخورم که دلم برات به ذره شده اخه این چه رسمشه که تو توی اولین تولد زندگی ات پیش ما نباشی تا من بتونم بچلونمت، نه من چی بگم به این خدایی جونی ! عیب نداره ایشالله همیشه خوش بخت و سالم باشی عمه ای! پارسال این موقع نمی دونی ما همگی چی می کشیدیم از بس توی استرس بودیم ، حالا زوکی یه سال گذشته و ما دو عدد تیر ماهی قبیله با هم می ذوقیم عمه جونی

تیرماهیان جهان متحد شوید که ما داریم می آییم

2 comments:

niki said...

tavallod tavallod .......
zogh mikoniiiim!

sanaz said...

salam, salam.
aval az hame inke in site baz mishvad. dovom inke in post shoma bazi jahash bad joori shak bar andaz bood. sevom ham inke ma delemon baraye shoma tangide. be roye khodeton ham nemiyarid. yadesh be kheir ye zaman ye alame kar ha ke ba ham mikardim. hich yadete akharin bari ke umadi khoneye ma key bood? na baraye mehmooni ha. hamin ke pashi biyay o beshinim begim o bekhandim o harf bezanim? na vaghean khejalat nemikeshi? baz man har hezar sal ye bar miyam. to ke ye gharn gozasht o nayomadi.