Tuesday, November 03, 2009

فرافکنی

اینکه تا این اندازه فرافکنی می کنی برام جالبه، اینکه مقاومت می کنی تا بگی که با همه فرق میکنی برام جالبه ! می دونی جالبه که آدم خودش رو جور دیگه تعریف کنه و کم کم به تعریف خودش عادت کنه بعد توی این تعریف سعی کنه خیلی از ضررویات زندگی اش رو پوچ و بی معنی نشون بده ! این کاریه که داری انجامش میدی می خوای نشون بدی که احساساتت از همه چی بی اهمیت ترن ولی واقعن اینطورن ؟ من که نمی تونم درکت کنم درک کنم که تا این اندازه بخوای زندگی رو مادی ببینی و خوش حالی و لذتت رو توی چیزهایی دنبال کنی که فقط برات نفع شخصی داشته باشن و مدام بگی که دوشت داشتن و علاقه مند شدن بی اهمیت ترین اتفاقیه که می تونه بیفته با این همه ، تجربه نشون داده که زوم کردن برای نه گفتن به یه سری چیزها آدم رو از اون ور بوم میاندازه و من منتظرم که افتادن رو ببینم نه اینکه بخوام لجبازی کنم ها نه فقط برای اینکه بهت نشون بدم وقتی احساسات آدم درگیر بشه هیچ مدلی نمی شه در برابرشون مقاومت کرد اون وقته که احساسات تو رو تعریف میکنن و تویی که به دنبال اونا کشیده میشی
.....................................................
هوای دو نفره ای بود امروز برای قدم زدن های آرم تو آرم
......................................................
گاهی دلم برای خودم تنگ میشود، برای آن روزهایی که من بهتر و روشن تر از امروز بودم و حول احوال من آدمکهای خاکستری کم بودند دلم برای آن روزها هم تنگ میشود

4 comments:

م.ف.زارع said...

جالب بود اما شايداگر درموقعيت ديگري هم بوديد باز ازخودتان ناراضي مي شديدزمانه خيلي ها كه مي خواستند يا مي خواهند سبز ياشند خاكستري كرده ولي شجاعت شمادرخودشكستن قابل تحسينه ،منه كه خوشم اومدخرسندم

maryamgoli said...

chera asabani hasti raigh???????????hanooz in mojoodatro nashnakhti!ina hamashoon haminan estesna ham nadaran

maryamgoli said...

chera asabani hasti raigh???????????hanooz in mojoodatro nashnakhti!ina hamashoon haminan estesna ham nadaran

یه بنده خدا که داشت از این کوچه رد میشد said...

خداییش نتونستم چیزی نگم . هی میای چیزی نگی ولی دیگه بعضی وقتها اگر نگی میترکی
خانم مریم گلی! خوبه وقتی اسم شوهر میاد همتون چشاتون 4 تا میشه و قند تو دلتون بصورت کله قندی آب میشه