Wednesday, September 12, 2007

من خوبم تو چطور


من خوبم ، وقتی که منطق را به جای احساس رو به رویم می گذارم
من خوبم ، وقتی که تمام افکارم را در این مچاله میبینم که مگر من چند بار دیگر بیست و هفت ساله خواهم بود
من خوبم، وقتی که بزنگاه زندگی ام را از دست رفته نمی بینم
من خوبم ، وقتی که می دانم از هفت سال پشت سر، سربلند و روشن بیرون آمده ام
من خوبم ، وقتی که امروز می شود به عقب نگاه کرد و گفت عجب تجربه ای بود من با تو کودکی کردم اما بزرگ شدم
من خوبم
اما تو چطور ، می توانی خوب باشی همین اندازه ساده و بی دغدغه
؟

1 comment:

violet said...

حنا جان ممنون از تبریک تولدی که بهم گفتی بوووس