Tuesday, October 02, 2007

چهل روز گذشت

چهل روز گذشت
بدین وسیله از کلیه رفیقان و نا رفیقانی که ما را در این
چله نشینی
به روشهای مطلوب خود همراهی کردند سپاس گذاری می نماییم
..............................................
ممنون از خدا برای گشایش چشمان بسته ام ، برای تمام صبری که داد، برای تمام تحملی که از نا کجا آباد دلم به من نشان داد
ممنون از مامان گلم برای همه انرژی نهفته ای که به من رساند
ممنون از خودم که هر چه بغض بود را بعد دو هفته خفه کردم و خود را به خدا سپردم تا بلند شدن را ساده تر یاد بگیرم
ممنون از رفقا ،از ساناز و مریم گلی خوبم که هر چه خنده و دیونه بازی بود برای من خرج کردند و هر چه رفاقت بود برای شنیدن من بدون هیچ قضاوتی نشان دادند
و
ممنون از تو که رفتی
و
ممنون از شماهایی که رفتن او را هموارتر کردید و می کنید
و
ممنون از تویی که در فردایی نیامده می خوانی و می شنوی و میفهمی
.....................................................................................................
حالا که رسمن تمام شدیم و خاک شدیم و چهلم مان هم گذشت بازهم روزها را می شماریم
؟
خدا می داند که فردا چه می شود

3 comments:

shabdar 4 par said...

khoshhalam ke khoobi. ma 3 nafari barat kolli arezoohaye khoob khoob mikonim. be khosoos nafare sevvom ke vaghti behemoon mikhande engar to dari mikhandi! LABET HAMISHE SHAD O POR KHANDE

roozmare negar said...

tuye in 40 om be jaye tasliyat behet tabrik migam ke tunesti kari ke benazar dorost miyad vali kheeeeeeeili sakhte anjam bedi, in vaghean tabrik dare azize delam

نرجس said...

از خدا برات یه موج بزرگ انرژی مثبت می خوام وکلی نشاط و توان مضاعف!!؟