Saturday, June 30, 2007

تولدم مبارک
امسال هم اومد
حالا منم در آستانه بیست و هفت سالگی
تموم شدن دهه بیست عمرم رو دوست ندارم ، گمونم با شروع دهه سی همه چی ترسناک تر و مشوش تر میشه، نمی دونم این فقط یه احساسه ، امروز رو دوست دارم مثل همیشه برای اومدنش ثانیه شماری می کنم اما وقتی که میرسه حس ام گنگ می شه درست مثل دلهره اومدن شب عید میمونه ، عاشق اینی که زودتر عید شه همه تلاشت رو میکنی برای رسیدن بهش ولی وقتی میرسی همه چی دچار رکود می شه
این دقیقن حس الان منه
دیشب من ومامان وبابا و هم جزیره ای با یه کیک کوچولو یه شام خوب جشنمون رو گرفتیم
امروزه هم با رفقا هستم تا کمتر دچار
اضطراب باشم
نمیدونم چرا اینجوریه اما حالم اصلن خوب نیست دلم داره از دهنم می اد بیرون
نگرانم

4 comments:

صحرای رز said...

تولدت مبارک.
گذشته رو ول کن که تموم شد حالا به جلو نگاه کن .
امیدوارم امسال بهترین سال زندگیت رو تجربه نکنی .
با بچه ها خوش بگذره ...

شایان
صحرای رز

L.O.U. said...

تولدت مبارک
تولدت مبارک
...
تولدت مبارک
تولدت مبارک
تولدت مبارک
تولدت مبارک
تولدت مبارک
تولدت مبارک
تولدت مبارک
اینم بیست و هفت بار تولدت مبارک

صحرای رز said...

نمی دونم چرا دلم خواست بیام دوباره تبریک بگم.
آخه بعد از این همه انتظار یه تبریک کمه .
مبارک مبارک تولدت مبارک
مبارک
بارک
ارک
رک
ک
ک
ک

شایان
صحرای رز

sanaz said...

تو که ماشاالله برای نگران شدن دلیل کم نمییاری. وقتی هم دلیلی نداری، بالاخره تولدی ، جشنی، سالگردی چیزی هست که به خاطرش دل و روده ات از دهنت بزنه بیرون. امان از دست تو. گاهی وقتها دلم برای آقای هم جزیره ای میسوزه که با چه موجودی قراره بره هم خونه شه. هرچند که خیلی هم دلش بخواد. از این بهتر گیرش نمیاد عمرا هزار سال. راستی تولدت مبارک.